
دیدی چطوو
مانند اوو
یکسال برفت
سال نو اومد
یکسال چنون
تندی برفت
که پندری
همی دیروزه .آی بیا که نوروزه
دنیا دو روزه
نوروز با صدای سیما بینا

از وقتی که آقای عطاران سریال "چیز " را در ماه رمضان امسال نمایش دادند دیگر "چیز " آن قبح قبلی را ندارد و ظاهرا اطرافیان آدمها ی "چیز " کش راراحت تر می پذیرند .
ولی از این حرفها گذشته خود کلمه ی " چیز " در فارسی از آن کلماتی ست که موارد استعمال زیادی دارد .هرجا که از بیان مطلبی عاجز باشیم از " چیز " استفاده می کنیم .
امروز در سایت " موسیقی ما " که آقای هوشنگ سامانی مدیر آن هستندیک فایل صوتی را شنیدم که بسیار خندیدم و ایشان هم به عنوان زنگ تفریح آن را قرار داده بودند .
به گمان من نویسنده ی متن این فایل صوتی ( که به آن موسیقی رپ می گویند ) آدم بسیار خوش ذوقی بوده که توانسته است این همه از کلمه ی "چیز " چیز بسازد .
به گمان من رپ یک نوع موسیقی نیست بلکه یک ریتم است که به هر زبانی اجرا می شود و رپ خوان هم نیاز به هیچ دانش موسیقی برای خواندن ندارد کافی ست متنی را که لزوما شعر هم نیست باآن ریتم بخواند .
می گویند زمانی که کلام از گفتن عاجز می شود موسیقی شروع به گفتن می کند . از این دیدگا ه هم می توان گفت که رپ یک نوع موسیقی نیست چرا که تماما کلا م ست . آن هم کلامی که با هر زبان که می شنوی فقط یک ریتم دارد . با تمام این اوصاف رپ یکی از نیاز های این زمان ست چرا که آدمها نیاز دارند که درددلهایشان را بیان کنند و آنها هم که توان بیان موجز و هنرمندانه ی آن را ندارند به این شیوه روی می آورند .
از همه ی این حرفها که بگذریم ذوق نویسنده ی متن "چیز " چیز دیگری ست .
تصنیف "در ملک ایران " شعر از زنده یاد امیر جاهد آهنگ از شادروان علی اکبر شهنازی در " دشتی " وصدای دلنشین خانم هنگامه اخوان در ملک ایران ، وین مهد شیران تا چند و تا کی ، افتان و خیزان داد از جهالت خدا که قدر خود ندانیم در زندگانی چرا شبیه مردگانیم که با چشمان بینا به کوره ره روانیم ز معرفت دوریم به جهلُ مستوریم به مجمع جهانیان چو عضو رنجوریم ایرانی بد از اول جهانگیر نی در کشمکش تسلیم تقدیر حرف حسابی زده از نوک شمشیر کجا شد آن ندای عیش دیروز که در شما خموش گشته امروز ز علم و تدبیر شما نظام و شمشیر شما فتاده بد کار جهان به دست تقدیر شما به دست تقدیر شما عصری که دنیا در انقلاب است با نور دانش در پیچ و تاب است در مهد سیروس این خواب سنگین بس نا صواب است بیدارُ باید دمی شدن از خواب غفلت تا دورُ گردد همی ز ما ادبار و ذلت تو ای بیچاره ملت غریق جهل و غفلت ز جای خود خیزید به هم بیاویزید به جای اشک تر ز آستین گهر ریزید غم تا چند فغان و ناله تا کی با ذلت کنی عمر گران طی کی بوده زیبنده نسل جم و کی چنین خموشی و فسرده خونی برون سپیدی و سیه درونی کجا کند چاره تیغ فغان و فریاد دریغ به زعم جاهد برگو که را بود دست ظفر که باشدش پای گریخت |
شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد و فریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای دور و تنها بمیرد در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزلها بمیرد چو روزی ز آغوش در یا بر آمد شبی هم در آغوش در یا بمیرد تو دریای من بودی آغوش وا کن که می خواهد این قوی . زیبا بمیرد |
سراینده اشعار فوق دکتر حمیدی شیرازی ست وخواننده تصنیف زنده یاد عباس مهر پویا.عباس مهر پویا متولد 1306 و درگذشته خرداد 1371 است .تصنیف مرگ قو اولین تصنیف مهر پویاستروانش شاد
برای امروز تصنیف زیبای هزار دستان باصدای استاد شجریان را انتخاب کرده ام . شعر و آهنگ این تصنیف از زنده یاد امیر جاهد و در دستگاه چهار گاه ساخته شده است.خواننده اول این تصنیف قمر الملوک وزیری ست . هزار دستان به چمن دوباره آمد به سخن که ای خسته از رنج دی ببین جشن گلهای من بکن دل ز نقدینه جان بنه در کف می فروش کنار گل و لاله دوجامی بزن بنوش و چشم از مهر و مه بپوش مکش منت آسمان به دوش مده دست به دست بی نمک نمک جز لب با نمک مخالف : جزای کردار ستم پیشگان دهد نفخه صور دوای درد دل دلدادگان بود شور نشور بسوزد از شر بشریکسر خشک و تر نماند آخر زین حیوان اثر نیرزد این جهان بدین که بهر دل دل شکنی برون کنی پیرهنی از تنی مکن این طنازی باما عبث به خود می نازی جانا ازین بلند پروازی دانم کاخر شکار بازی جانم همه شب سر بردن به یک دل دوجا نگران کاین دوران نماند به جا مویه : تو مشو مایه آوارگی دست من و دامان تو بنما چاره بیچارگی ما و عهد وپیمان تو فرود: ریشه گر حاصلش این بار نیست تومده لاله دگر خار نیست جاهد این میکده را آب گرفت کس در این معرکه هشیار نیست شاد شاد شاد باشید ! |
دانلود ترانه
یازده روز غایب بودم .می آمدم ولی آنقدر دلتنگ بودم که دستم به نوشتن نمی رفت .دهه آخر ماه صفر هم بود .البته کارهائی هم داشتم . امتحان هم داشتم .پیری و معرکه گیری ! در این سن تصمیم گرفته بودم سولفژ بخوانم و با وسواسی که در یادگیری دارم باید خیلی وقت می گذاشتم . به هر حال هرچه بود تمام شد .حالا کمی سر حال هستم .می خواهم به استقبال نوروز بروم .با تصنیفی از زنده یاد عارف قزوینی آغاز می کنم به نام "بهار دلکش " که آقای شجریان خوانده استبهار دلکش رسيد و دل به جا نباشداز آنکه دلبر دمي به فکر ما نباشددر اين بهار اي صنم بيا و آشتي کنکه جنگ و کين با من حزين روا نباشدصبحدم بلبل بر درخت گل به خنده مي گفتنازنينان را، مه جبينان را، وفا نباشداگر که با اين دل حزين تو عهد بستي، عزیز من، با رقيب من چرا نشستيچرا دلم را، عزيز من، از کينه خستيبيا در برم از وفا يک شباي مه نخشبتازه کن عهدي، که بر شکستي
احمد آشور پوردر سال 1296 در انزلی بدنیا آمد .خودش می گوید از 22 سالگی شروع به خواندن کرده است.در موسیقی غنی گیلان زمین با استفاده از ریتم والس سبک نوی را در موسیقی این خطه ارائه نمود .اغلب ترانه های آشور پور با دو گویش فارسی و گیلکی ارائه شده است .من با نغمات دلنشینی که از آشور پور به جا مانده است خاطرات خوشی دارم ."زهره " اش را در کوه دسته جمعی میخواندیم وقتی که راه می رفتیم و "خروس خوان " ش را وقتی دور آتش نشسته بودیمچند سالی هم هست که روز اول سال نو را با ترانه "نوروز "ش آغاز می کنم .روانش شادسال گذشته وقتی برای رسیدن نوروز ترانه های بهاری را در وبلاگ "فقط برای تو " قرار میدادم یک روز هم ترانه نوروز آشور پور را گذاشتم و از بینندگان وبلاگم خواستم که اگر کسی در مورد استاد آشور پور اطلاعی دارد مرا هم در جریان بگذارد .با محبتی که جناب علیخانی نمودند من با وبلاگ "تادانه " ی ایشان آشنا شدم که گنجینه ای ست هم در مورد استاد آشور پور و هم در دیگر زمینه های ادبی . عکس بالا هم از تا دانه استبرای دانلود ترانه ها روی آنها کلیک کنید
